کتاب آرونی را بکش: بیلبوردهای لواسان از آسمان پیداست. هفت گاو تشنه بالدار دارند روی تابلو، دکلهای بزرگ نفتی را میبلعند. روی لبه فلزی بیلبوردی که لامپهای نئون دارد، فرود میآیم. لواسان بازار مکاره بزرگی است که گنبدهای سرخ نوکتیز دارد. مکیوند سلطان پارچههای کتان روی قالیچه پرنده نشسته و نیِ قلیانی را که به شکل آدمک است، میمکد. جلیلیان استاد فربه اقتصاد، کنار خوکهای در حال نشخوار خرغلت میزند. نفتکش عظیمی هم ظاهر شده وسط شهر. دَکلش میان ابرهاست و در رودخانه خروشان جاجرود حول مرکز ثقلش میان زمین و آسمان میچرخد.
0 نظر