کتاب سرمه دان خورشید/ تا دلم از بیدلی یادی از آن گل می کند ... سینه ام هر ناله ای را نذر بلبل می کند ... تا پریشان مویی از پیش نگاهم رد شود ... شانه ی انگشتهایم میل کاکل می کند ... تا گریبان چاک می آیی به سوی غنچه ها ... باغ پیراهن دریدن ناگهان گل می کند ...
0 نظر