کتاب من از یادت نمی کاهم/ ماشین ها به خط پشت سر ماشین گل زده فرخ راه افتادند. رستوران خالی و ساکت بود. روی یک میز عریض و طویل چندین مدل غذا و دسر و یک کیک قلبی شکل بزرگ چیده بودند. عطر گلها رستوران را آکنده بود. دو سبد گل بزرگ در دو سر میز زیبا و عطرآگین عشوه گری می کردند.
0 نظر