کتاب از وقتی نا امیدم شادم/ کم کم پیر که شدم ... کم کم شکل پرستارها شدی ... اما نه از آن ها که مدام هیس می کنند ... و سوزن می زنند ... از آن هایی که یک پرتقال پوست کنده را پرت می کنند سمت آدم.
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *
0 نظر