خانمچه و مهتابی
کد شناسه :222353

کتاب خانمچه و مهتاب/ تو به حرف های من اعتنایی نکردی عزیزم. من می خواستم تو رو از کشیدن تابلوی آخر زندگی منصرف کنم و تو داشتی طنابتو گره می زدی که رفتی روی صندلی. بعد سرتو محاذی حلقه گرفتی و یک لحظه چشم هاتو بستی.
0 نظر