کتاب امواج تغییر: لحظهای که به دنیا آمدیم و چشمهایمان به آدمهای اطرافمان افتاد، هیچ کدامشان، هیچ گونه تضمینی مبنی بر اینکه زندگی آسوده، راحت و شیرینی خواهیم داشت، به ما نداد؛ نه پرستاری که ما را برعکس گرفته بود و به پشتمان میزد تانفس بکشیم، نه مادر و پدری که با عشق ما را در آغوش گرفته بودند. ما حدود نه ماه در هتل لوکس پنجستارهای به نام شکم مادر بدون هیچ نگرانی و زحمتی به تمام خواستهها و نیازهایمان دسترسی تمام وقت داشتیم. اما به محض پا گذاشتن به جهان هستی از آن هتل پنجستاره، تازه همه چیز آغاز شد.
0 نظر