کتاب بی مرزی/بزرگ ترین سیاه چاله ها از یه ذره شروع می شد. از یهذره ی کوچیک، مثل یه بار قدم زدن، مثل یه قول از زمان بچگی، مثل یه آرزوی مشترک ... مثل یه نگاه پر از تردید. شروع می شد و تا همه چیز رو توی خودش فرو نمی برد، آروم نمی گرفت.
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *
0 نظر