کتاب شوفار: شنبه بود. نانه گفت می رود کنیسای ملا یعقوب. من هم هوا برم داشت بروم سر مزار کمال الدین اسماعیل. دیوار به دیوار کنیساست. شعرهایش را برایم می خواندی.صبحانه خورده نخورده راه افتادیم. تمام کوچه پس کوچه های جویباره را قدم زدیم....
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *
0 نظر