کتاب بدین شیرین سخن گفتن/ صبح که می خندد من گریه کنان از غم دوست ... ای دم صبح چه داری خبر مقدم دوست؟ ... بر خودم گریه همی آید و بر خنده تو ... تا تبسم نکنی بی خبر از مبسم دوست ... ای نسیم سحر از من به دلارام بگوی ... که کسی جز تو ندانم که بود محرم دوست.
0 نظر