کتاب فلات فیروزه: باژانوف گوشی تلفن را برداشت و شماره دلخواهش را گرفت .. آن سوی خط زنی جوان پاسخ داد: بفرمایید خواهش می کنم ! باژانوف گفت: می خواهم اگر جناب آقای وزیر-رفیق بریو خانوف-حضور دارند برای یک موضوع مهم خدمتشان برسم. زن جوان گفت: رفیق باژانوف! من با رفیق بریو خانوف صحبت می کنم اگر نظرشان مثبت بود بلافاصله به شما خبر می دهم. باژانوف گفت: فقط خواهش می کنم هر چه زودتر! گوشی تلفن را سرجایش نهاد و کتابها و اوراق پراکنده روی زمین را مرتب کرد ...
0 نظر