کتاب خاطرات اردی بهشت: همان جا توی رختکن استخر لباس های تازه ام را پوشیدم و با ریخت و قیافه ی تازه ام رفتم پیش نوشین.نوشین اول جا خورد و تا چند دقیقه ای فقط دور من می چرخید...
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *
0 نظر