کتاب هر وقت کارم داشتی تلفن کن/ مدتی با زبان روی آن کار کرد بعد بلند شد روی تخت نشست و با انگشت دنبال آن گشت. بیرون از خانه هوا خوب بود و پرنده هایی می خواندند. گوشه ای از قوطی کبریت را پاره کرد و آن را لای دندان هایش گرداند از عقب به جلو. هیچ.
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *
0 نظر