کتاب آرش در قلمرو تردید : ما دو مسافر بودیم، یکی از غرب و دیگری از شرق. ما دو مسافر بودیم، من از مشرق مقدس می آمدم و او از مغرب سرد. او بار شراب داشت، و من، به جستجوی شراب آمده بودم. او شراب فروش بود و من مشتری مسلم متاع او بودم. و هر دو به یک شهر می رفتیم و هر دو به یک مهمانسرای. به راستی که ما برای هم بودیم و برای هم آمده بودیم ....
0 نظر