دسته بندی ها

رویایی که به خاطرش می ارزد خوابید و بیدار نشد

کد شناسه :214948
رویایی که به خاطرش می ارزد خوابید و بیدار نشد

فقط يک جزيره‌اي به جا مانده است... که مردمان عزيز در آن زندگي مي‌کنند... فقط خورشيدي تابان... که هرگز غروب نمي‌کند... فقط چند درخت، با ميوه‌هاي شيرين... فقط يک رويا... که تو در آن جزيره... زير خورشيد تاباني که هرگز غروب نمي‌کند... با مردماني عزيز... ميان درخت‌هايي که از شاخه‌هايشان... ميوه‌هاي شيرين آويزانند... زندگي مي‌کني .. .

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر