کتاب برف و نرگس : زن پشت میزش نشسته بود و از پنجره بیرون را نگاه می کرد.روبروی پنجره آسفالت پشت بام خانه ی متروک زیر باران برق میزد و سوزنی های کاج ته رنگی کدر و خفه بر آن می افزود....
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *
0 نظر