کتاب داستانهای محبوب من ج 6 : آسمان باز شده بود و بشارت صبح در پیشانیش بود که صدای سوت گلوله ها چادر را پر کرد- ایلیاتی دور از چادر جایی که از ما بلندی می کرد ایستاد.....
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *
0 نظر