دسته بندی ها

در منطقه جنگی و دو نمایشنامه دیگر

کد شناسه :251300
در منطقه جنگی و دو نمایشنامه دیگر

ينک: تو نباس خيلي سخت بگيري، دريسک. داشتم فکر مي‌کردم به اون بدي هم نيس که مردم فکر مي‌کنن. منظورم مُردنه. من هيچ‌وقت به موعظه ناخداها اهميت نمي‌دادم. هيچ‌وقتم دين نداشتم، اما مي‌دونم چيزي که بعد از اين سرم مي‌آد نمي‌تونه بدتر از اين زندگي باشه. دريسک من دوست ندارم از پيش تو برم، ولي اين‌جوريه... ترک اين زندگي جاشويي اون‌قدرام ارزش گريه‌کردن نداره. از اين کشتي به اون کشتي، کار سخت، پول کم، و بخور و نمير. بعدشم دوباره با يه کشتي بزني به دريا. هيچ‌وقت آدم حسابي نبيني، هيچ‌وقت از يه شهر ساحلي بيرون نري، سخته از هر بندري راه بيفتي و دور دنيا رو بگردي و هيچيش رو نبيني، هيشکي نباشه ازت مراقبت کنه، چه مُرده باشي، چه زنده... تو اين همه هيچي نيس که متأسف باشي از دست بدي، دريسک.

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر