دسته بندی ها

برادران کارامازوف

کد شناسه :226302
برادران کارامازوف

برادران کارامازوف کتابي پر از شادي است. خوانندگاني که مي‌دانند کتاب درباره چيست شايد اين گفتار را شوخي بدانند و بر آن نتابند. رمان به‌راستي لحظه‌هاي شاد دارد اما اين‌ها فقط لحظه است، باقي همه آزمندي و شهوت و نکبت و رنج بي‌حاصل و گاه تاريکي وحشتناک است. اما کتاب به معني ديگري شاد است؛ از حيث جنب‌و‌جوش و چيزهاي طرفه، خلاقيت در فرم و هنرمندي در سبک نگارش.بخشي از متن کتاب: پايين، نزديک رواق چوبي بناشده روي ديوار بيروني، اين بار فقط زن‌ها ازدحام کرده بودند، حدود بيست تن. اطلاع يافته بودند که پير سرانجام بيرون خواهد آمد و به انتظار او جمع شده بودند. بانوان خوخلاکوف نيز که منتظر پير بودند، اما درجايي که براي زنان اشرافي اختصاص‌يافته بود، به زير رواق آمده بودند. دو تن بودند، مادر و دختر. بانو خوخلاکوف، مادر، زني ثروتمند، هميشه خوش‌لباس، هنوز نسبتا جوان و بسيار جذاب و قدري پريده‌رنگ بود، با چشمان بسيار سرزنده و تقريبا سياه سياه. سي‌و‌سه سال بيش‌تر نداشت و حدود پنج سالي مي‌شد که بيوه بود.دختر چهارساله‌اش دچار فلج پا بود. حالا نيم سالي مي‌شد که دختر بيچاره توان راه رفتن نداشت و او را با صندلي راحتي دراز به اين‌طرف و آن‌طرف مي‌بردند...

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر